الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
140
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
فى طَلَب الرزق فاذا سَلبتْ الرّزق فاطْلُبه بقوة » . اين گونه خطابها كه به بنىاسرائيل و حضرت موسى و يحيى ( عليهما السلام ) شده ، فقط منحصر به آنها نيست ، بلكه فرمانى است عمومى و همگانى ، زيرا در هر كارى اگر قدرت عمل و اعتقاد به مسلك و نيروى كافى نباشد ، كارى انجامپذير نيست ، اگر اين پيامبران الهى با قاطعيت و نيرو و پشتكار به مبارزه با طاغوتهاى زمان خود برنمىخاستند ، كسى به راه راست نمىآمد ، بسيارى از كارها را با ضعف و ناتوانى و ملايمت نمىتوان انجام داد ، خداوندى كه فرمان داده با قدرت ، احكام او عمل شود ، امر هم فرموده كه تمام نيروها را مهيا كنيد . وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِّنْ قُوَّة . « 1 » در دنياى امروز كه دنياى نيرنگ و حيله و دغلبازى است ، اظهار ضعف مساوى با نابودى و از بين رفتن است ، از سياستمدارى پرسيدند ، چرا روى قوانين و قانونگذارى كار نمىكنيد ، تا مسائل بهتر حل شود ؟ گفت : قانون يعنى لولههاى تفنگ ، اين قانون است كه در اين زمان قدرت عمل دارد و نافذ است ، و گرنه قانون پارلمانى و آنچه از مجالس مىگذرد ، در بسيارى موارد كوچكترين اثرى ندارد ، هر قانونى در جهت نيرو و قدرت دادن به استكبار باشد ، مورد قبول و الا مردود است . اين چه دنيايى است ، كه به طرفدارى از سلمان رشدى ادّعاى آزادى قلم و بيان مىكند ولى وقتى شهردار يكى از شهرهاى تركيه مىگويد من « لائيك » ( لا مذهب ) نيستم و مسلمانم ، به جرم مسلمانى زندانى مىشود ، اگر مسلمانها با نيرو و قدرت ، عمل به اسلام نكنند كمكم اسلامى باقى نمىماند ، اين دستور اسلام و فرمان به مقاومت با قدرت براى چه موقع است ، بايد مطمئن بود كه حق گرفتنى است و نه دادنى ، گرچه ما مراكز بينالمللى را از نظر دور نمىكنيم ، و بايد تا مىشود از راههاى مورد قبول عموم جهانيان حركت كرد ، ولى دل هم به آنها نبستهايم ، كه خود بايد به دنبال حق خود باشيم ، و گرنه كسى دلش به حال ما نسوخته است ، و اين با استقامت
--> ( 1 ) . سوره انفال ، آيه 60 . .